جمال رضايى
286
بيرجندنامه ( فارسى )
گوسفندان راه صحرا و چرا در پيش مىگيرند و سر و كلّهء برزگران و دهقانان در « كشمان » ها و « ديمهزار » ها پيدا مىشود و . . . در ماه نوروز مردم - بهويژه كشاورزان و مالكان و دامداران - چشم به آسمان مىدوزند تا ببينند كى ابرى باردار و بارنده پيدا مىشود و سرشكى بر زمين مىافشاند . اين انتظار و اميد از نوروز به بعد افزونى مىگيرد ، در بهار - بهويژه در دو ماه نخستين آن - مردم هرچند روز يك بار منتظر ريزش باران هستند آن هم در اوقات معيّنى بدين شرح : روزهاى ششم ، دوازدهم ، هيجدهم ( هر شش روز يك بار ) ، بيست و ششم ، سى و ششم ، چهل و ششم ، پنجاه و ششم ، شصتم نوروز . چنانكه ملاحظه مىشود اين روزها به نحوى با عدد « شش » رابطه دارند ، بدينسان كه يا مضربى از « شش » هستند و يا يكان آنها « شش » است ، به همين سبب اين روزها را « ششه » ( شيشه sise ) مىنامند . باران اين اوقات بسيار اهميّت دارد ؛ اگر « ششه » ها ببارند سالى پرآب « 1 » و پرنعمت در پيش مىباشد و اگر آسمان بر زمين بخيل شود و « ششه » ها نبارند خطر كمآبى و خشكسالى اين منطقهء آسيبپذير را تهديد مىكند ، كشتهاى آبى خوب بار نمىدهند و كشتهاى ديم يا خوب سبز نمىشوند و يا پيش از آنكه خوشه كنند خشك مىشوند و « تخم » آنها « مىسوزد » . ( علاوهبر بارانهاى بهارى در برج عقرب ( آبان ) نيز در انتظار باران مىباشند ) . در چنين سالهايى - بهويژه در آن زمان كه حمل گندم از سرزمينهاى ديگر دشوار بود - گرانى و قحطى روى مىداد و برخى از روستاييان ناگزير كوچ مىكردند و به شهرهاى شمالى خراسان مىرفتند ، بسيارى از گوسفندان بهسبب خشكبودن صحراها و چراگاهها مىمردند و زيانهاى بىشمار و بيكران و جبرانناپذير بهبار مىآمد . از سوى ديگر اگر باران بيش از آنچه زمين بتواند جذب كند مىباريد باز هم خطرناك بود زيرا سيلهاى بزرگ راه مىافتاد و چون بيرجند در يك وادى قرار دارد و مسيلهاى متعدّد از آن وادى مىگذرد . هرگاه سيل بزرگى جارى مىشد قناتها « سيل مىخوردند » ، زمينهاى كشاورزى و « كشمان » ها را گلولاى فرا مىگرفت و سيل حتّى خانههاى مسكونى مردم را تهديد مىكرد « 2 » . خطر بزرگ ديگرى كه درختان بارور و محصولات كشاورزى را تهديد مىكرد و مىكند « سرما » است . اگر در بهار و يا « ماه نوروز » به سبب گرم شدن پيش از موقع هوا درختان شكوفه كنند و كشتها به گل بنشينند و ناگهان هوا سرد شود « سرما » نه تنها شكوفهها و گلهاى
--> ( 1 ) . در بيرجند سال پرآب را « آبسال » ( اوّسال owsal ) و يا در برابر خشكسال « ترسال » مىنامند . ( 2 ) . اكنون خطر سيل خود شهر را زياد تهديد نمىكند چون با « سيلبرگردان » ها و « كانال » هايى كه ساختهاند اين خطر ، به مقدار زيادى منتفى شده است .